تبلیغات
(̲̅E̲̅)(̲̅x̲̅)(̲̅o̲̅) (̲̅F̲̅)(̲̅a̲̅)(̲̅n̲̅) (̲̅F̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅c̲̅) - وقتی اکسو میره سر کار 10و11

وقتی اکسو میره سر کار 10و11

یکشنبه 19 مرداد 1393 04:32 ب.ظنویسنده : mariya kai xo

 

اینم پارت دهم  و یازدهم(چون باید هنوز خیلی بیارم از اون وب به اینجا اینارو دوتا دوتا میزارم)..................ماچ ..........برا همه گی..........

خودش هم که دیگه قیافش شده بو مث آدم هایی که میخوان ثواب کنن کباب میشن...........خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ(واییییییی چقد خندیدم........)

وقتی برگشتن پیش بقیه لی هنوز داشت میخندید و بقیه هم داشتن جمع می کردن که برن........

چنیول :

_ کجا میریم؟

دی.او:

_ لوهان زنگ زد آدرس داد بریم اونجا.......... 

کریس رو کرد به لی و گفت:

_چته ........چرا میخندی؟.........نکنه بازم چنیول جلو دخترا خورده زمین .........

لی :

_ن بابا اگه خورده بود زمین که اصلا  به روی خودمم نمیاوردم که این با منه ......

کای :

_پ چی شده........؟

لی:

_چیز خاص هم نبود فقط جلو دوتا دختر تو دکه میخواست بگه تخمه ها کیلویی چنده گفت .....متری چنده..........حححححححححح.........نبودید و چه لحظه ی گران بهایی رو از دست دادید......

همه بچه های اکسو از خنده مث دکه داره شدن........

کریس با خنده گفت:

_ن بابا این بود چشمه ات.............

چنیول داشت عقب عقب میرفت و به بچه ها نگاه می کرد و به ضایع شدن خودش فکر......که خورد به یه نفر برگشت پشت سرش رو نگاه کرد .....همون دخترای توی دکه بودن..........

دختره با اخم گفت:

_حواست کجاست..........اییییششششش......

اکسو هم دیگه کم کم در افق محو میشدن..........

چنیول :

_ ببخشید ندیدمتون............

اون یکی دختره دست اونی که چنیول خورده بود بهش رو گرفت و گفت:

_بیا بریم شیما .........این آدم نیس ندیدی تو دکه چی گفت.........

شیما:

_آره مائده از سرو وضعش معلومه............

کریس اومد جلو خیلی باوقار و مغرور دست چنیول رو گرفت و کشید و گفت:

_ چنیول تو نمی دیدی اون دوتا که میدیدن تو داری می خوری بهشون ..........پس خودشون آدم نبودن..........بیابریم.........

داشتن با چنیول می رفتن که مائده کیف دستی ش رو محکم زد به پشت کریس.........

کریس:

_آخخخخخخ..............

کریس برگشت و از اون نگاه وحشت ناک ها به مائده کرد و مائده هم گفت:

_حرفت رو پس بگیر........

کریس :

_میزنی توقع معذرت خواهی هم داری؟؟؟؟؟؟

مائده:

_تونمی تونی اینجوری بهم توهین کنی............

کریس :

_مثلا تو الان میتونی؟؟؟؟؟؟؟

مائده:

_پس میگیری حرفت رو یا با کیفم بزنم تو سرت؟

کریس :

_ح حححححح ....دستت نمیرسه ........

چنیول آروم در گوش کریس گفت:

_با هوش دست خودش نمی رسه .......کیفش رو که میتونه بزنه توی سرت..........حالا معذرت خواهی کن......

کریس خیلی جا خورد یکم فک کرد دید چنیول راست میگه.......ولی عمرا از یه دختر عذر خواهی کنه............

کای:

_میاین بریم یا اینقد اینجا میمونین تا خودشون بیان بیرونتون کنن؟

چنیول:

_آره من دارم میام ........کریس بیا بریم..........

مائده:

_هنوز معذرت خواهی نکرده که بره.............

کریس:

_پارک رو که نخریدی ؟؟؟؟؟ .........

کریس یه نیشخند به مائده زد و گفت:

_خدافظ خانم کوچولو...........

مائده هم نا مردی نکرد کیفش رو زد تو سر کریس......

کریس با عصبانیت گفت:

_آخخخخخخخخ.........خوب چیه ....باشه من معذرت میخوام خوب شد؟

مائده با خنده رو کرد به شیما و گفت:

_هه هه ....شیما دیدی معذرت خواهی کرد؟؟؟؟

شیما:

_بیا بریم اینا 9 نفرن میریزن سرمون میکشنمون............

مائده:

_اینجا نیویورک نیس بریزن سرمون بکشنمون هند هم نیس پلیس هاش هیش کار نکنن......

شیما :

_خب باشه بیا بریم.....

مائده:

_باشه بیابریم.......

بعد هم یه نیشخند به کریس زد و گفت:

_خدافظ آقا بزرگه..........

همه با هم رفتن هتلی که لوهان آدرسش رو داده بود.......

********

سوهو روی مبل دراز کشیده بود و گفت:

_چرا نیومدن؟

تائو:

_خب میان دیگه.........

لوهان :

_کاشکی بهشون گفته بودیم یه چیزی سر راه می گرفتن میاوردن....

تق تق تق.....

تائو پاشد رفت در رو باز کرد ....

تائو:

_بع ....تعجب اومدین........

سهون:

_علیک سلام.........

لوهان:

_هیچی با خودتون نگرفتین دارم از گشنه گی میمیرم.........

لی:

_چرا ....خیلی چیزی گرفتیم ...کیک نوشابه با چیپس و تخمه ی متری........خخخخخخخخخ

لوهان با خنده گفت:

_ تخمه متری ..........چرا؟

دی.او:

_چنیول تخمه متری گرفته..........

سوهو:

_باز کجا دسته گل به آب داده؟؟؟؟

لی هم ماجرارو برا تائو و لوهان و سوهو تعریف کرد.....

کریس:

_چرا اینقد جا تنگه.....

سوهو:

-آخه کدوم آدم دیونه یی یه سوئیت خوب رو میده به 12 تا پسر خراب کار....همین رو هم اونقد گشتیم تا پیدا کردیم......تازه شبی 500 تومن هم میگیره.....

کای:

_اینجا که شبی 100 تومن هم نمی ارزه........

شیومین پاشد بره بیرون که بکهیون گفت:

_کجا میری......... 


آخرین ویرایش: - -

 
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:52 ب.ظ
Link exchange is nothing else however it is only
placing the other person's website link on your page at proper
place and other person will also do similar for you.
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:50 ق.ظ
Hello there, just became alert to your blog through Google, and found that it is truly informative.

I am going to watch out for brussels. I'll appreciate if you continue this in future.
Numerous people will be benefited from your writing.
Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر