تبلیغات
(̲̅E̲̅)(̲̅x̲̅)(̲̅o̲̅) (̲̅F̲̅)(̲̅a̲̅)(̲̅n̲̅) (̲̅F̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅c̲̅) - وقتی اکسو میره سر کار 8

وقتی اکسو میره سر کار 8

یکشنبه 19 مرداد 1393 04:18 ب.ظنویسنده : mariya kai xo

 

چون فاطمه جون خواهش کردن بقیش رو بذارم منم پارت بعدی رو هم گذاشتم ولی اگه نظرات بالا نباشه بخدا میرم دو سه هفته گم و گور میشم ......

تائو :

_نکنه نیاوردیمش.....

کریس:

_اه ...چقد صدا میدین....نمیزارین بخوابم....

لی:

_چند روزه نخوابیدی؟......وای شیومین کجاست؟

کریس با چشم های بسته گفت:

_لابد بازم رفته خونه آقا شجاع.....

همین جور داشتن باهم جر و بحث میکردن که شیومیین در رو باز کرد و اومد توی کوپه.....

تائو مث مامان ها که سر بچه شون داد میزنن گفت:

_هیچ میدونی ساعت چنده؟......

شیومین داشت با تعجب به تائو نگاه میکرد که کریس گفت:

_منظورش اینه که کجابودی......

شیومین یه نیشخند بازه زد و یه سر به تائو تکون داد و گفت:

_خونه آقاشجاع.....خخخخخخخ

کریس :

_ من که گفتم الان رفته خونه ی آقاشجاع......

لی:

_مسخره ها .....کجا بودی؟

شیومین:

_داشتم با دختره میحرفیدم........

تائو:

_ن بابا ما که خواب بودیم خب چرا رفتی بیرون با هاش حرف میزدی؟

شیومین:

_یعنی میخواستی بیارمش توی کوپه؟

کریس خواب بود ولی با شنیدن این حرف شیومین سرش رو از رو ی بالشتش برداشت  و گفت:

_دوروغ نگو توی قطار ماست؟......

شیومین:

_الان متوجه شدم کلاس شیشم هم نبود.......

تائو:

_لابد هفتمه....

شیومین با لبخند گفت:

_اول دبیرستانه.....

لی:

_کا کا برو برو شمارش رو بهش پس بده بگو من یه همچین پسری نیستم اصلا.....برو ....جون من داره جدی میشه این بزرگ تر از این حرفاست...........

تائو:

_خنگه چه جوری بهش شمارش رو پس بده؟

کریس:

_ تائو یکم بهش چیزی یاد بده تو مشهد ابرومون رو نبره.....خخخخخ

لی:

_حالا اسمش چی هست.....

تائو :

_ نه بابا بلده  ه  ه  ه  ه  ه  ه  ه..........

کریس:

_معلومه دست پرورده ی آقای کای میباشد.........

کای در کوپه رو باز کرد  و گفت :

-کسی اسم من رو گفت؟...................

تائو:

_میومیو اینجا.....میومیو اونجا.....میومیو همه جا......

کای رو کرد به تائو و گفت:

_اختیار داری شما که توی این مورد حرفه ای ترین........... ح ح ح  ح ح

تائو:

_o_0...............

کریس:

_#-@............

دیییییی لیییییییییییییی لیییییییییییی لییییییینگ .............(میدونم الان قیافتون شده مث تائو ولی این صدای زنگ گوشی شیومین بود)

شیومین:

_الو........سلام ....اومدم ......اومدم............

داشت میرفت بیرون که کای دستش رو گرفت و گفت:

_میدونم داری میری خونه آقا شجاع .....ولی کی پشت خط بود؟

کریس:

_مخاطب خاصه......

کای سرشار از تعجب گفت:

_ دوروغ نگو.........بگو به ارواح خاک ........

کریس هم با خنده حرف کای رو ادامه داد و گفت:

_آره به ارواح خاک تو................

کای :

_من که زندم...........اینو ولش کن شیومین الان مخاطب بیرونه؟

لی:

_ آره بیرونه حالا اگه گفتی کیه؟

کای:

_کلاس شیشمیه؟؟؟

تائو:

_آره همونه ولی اول دبیرستانه...........

کای دست شیومین رو گرفت و گفت:

_ بیابریم بهم نشون بده.......

شیومین :

_باشه ولی وحشی بازی در نیاری............

کای درب کوپه رو باز کرد و تا دختره کای رو دید صورتش شد پر از تعجب یعنی اینجوری!!!!!!!!!!.........صورت کای هم همینطور شد البته با کمی سوال!!!؟؟؟؟!!!!؟؟.............

دختره سرش رو انداخت پایین  داشت میرفت که کای گفت:

_مینا وایسا.....................

 


آخرین ویرایش: یکشنبه 19 مرداد 1393 04:26 ب.ظ

 
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:16 ق.ظ
Thank you for sharing your info. I truly appreciate your efforts and I will be waiting
for your further write ups thank you once again.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:52 ق.ظ
Asking questions are in fact good thing if you are not understanding something entirely, except this
piece of writing provides pleasant understanding even.
چهارشنبه 29 مرداد 1393 05:48 ب.ظ
اوخی فیلم هندی شد
mariya kai xo
خخخخخخخخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر