تبلیغات
(̲̅E̲̅)(̲̅x̲̅)(̲̅o̲̅) (̲̅F̲̅)(̲̅a̲̅)(̲̅n̲̅) (̲̅F̲̅)(̲̅i̲̅)(̲̅c̲̅) - یه تابستون!کلی خاطره 22

یه تابستون!کلی خاطره 22

شنبه 18 مرداد 1393 02:23 ب.ظنویسنده : MaEdeH★ GaLaXy FaN

 
همچین اکشنه این قسمت!!!
دنبال کنیییییییین...


کریس:تا شب تصمیممو میگیرم..

کلافه شده بودم.. ناراحتی من و زهرا یه طرف..اتاق یه طرف و این دفه هم تخت دونفره..وسایلمو چیدم..
_آآخیییششش...

خودمو پرت کردم رو تخت.
_چقد دلم یه تخت گرم و نرم میخواست..

کریس ساکت بود و هنزفری تو گشش بود..خو دِ عوضی بذار منم گوش بدم یه قری بدم به بدن..اه..خودم شرو کردم به خوندن
_تو ماچ نویا..یور لاو ایگون اور دوز..سام وان کال دِ داکتر نال..(خودتون میشناسین دیگههههه)

داشتم میخوندم که
_این چیه داری میخونی؟!
آقا هنزفری تو گوششه مثلا..بی شخصیت داره به صدا نامحرم گوش میده..
_خب آهنگه
_عه؟؟فک کردم نوحه واس شهدایه غزه س(همین الان یه صلوات بفرستین واس شهدای فلسطین)..میدونم..آهنگ کیه؟
_کره ایه..یه گروهه..پسرن..نمیشناسمشون زیاد
_من میشناسمشون!
_هه..شوخی نکن!
_نه واقعا دارم میگم

اینو که گف پریدم بالا و نشستم رو تخت..

کریس:

واسم جالب بود..خیلی هم جالب بود..اون آهنگ اور دوز مارو بلد بود..با تعجب داشت بم نگا میکرد..

_د یالااا..بگو کین دیگه؟؟
_ها؟
_ای بابا..همینایی که میگییییی
_یه گروهن!
_من فک کردم گوسفندن جم کردین دور هم بع بع میگن!خو منم میدونم اینو..

_اسمش اکسو ئه...عکساشونو میخای ببینی؟
_اوهـــــــوم..

رفتم کنارش رو تخت نشستم..دقیقا کنارش..یکم اذیت شد ولی خب!
_اینان؟؟
_آره..
_شوخی بسیار بسیار مزخرفی بود..خنده هم نداشت حتی!در حد یه لطیفه مثلا..
_شوخی نمیکنم
_د آخه لا..ینی منظورم اینه که این تویی..اونم لوهانه کههه
_آره خب
_من دوساااعته میگم عکس اون گوسفندارو نشونم بده!

دختره ی بی ادبببب نمیدونست داره به کی میگه گوسفند!
_خب من دارم میگم که همینان..راستش من لیدرشونم!

اینو که گفتم بلند بلند خندید و خودشو پرت کرد رو تخت..عین دیوونه ها..

اعصابم خورد شد دیگه..رفتم بالا سرش..روش تقریبا!!!!صورتمو بش نزدیک کردم..خیلی نزدیک..خواس بلند شه ولی دستاشو گرفتم..
_چیکار میکنی؟؟؟
_ببین دختره ی موزی و خل و چل عحمق..دارم بت میگم من لیدرشونم..اینقد کفر منو درنیار..نذار کاری کنم که پشیمون شی..
_مثلا چیکارر؟؟؟

باکمال پررویی جواب منو میداد!
_میخای بت نشون بدم؟؟؟

بش نزدیکتر شدم..قلبش داشت از استرس مث ساعت میزد!..گناه داشت!ولی حقش بود..باید بفهمه با کی طرفه..
_خ خیله خب باور کردم!
_چیو؟؟
_همینکه و لیدر اون گوسفندایی..عه ببخشید..

یکم خندید..
_اینکه لیدر اون گروهی..
_باش..
_حالا برو کنار..دارم خفه میشم!

تکون نخوردم..جیغ زد
_میگمت بروووووووووو کنااااارررر..

گوشم تیر کشید..خدایا این چ صداییه!؟؟؟بعد با دستاش هلم داد..از رو تخت بلند شد و وایساد..من پرت شده بودم رو تخت..میخاست جیغ و داد کنه..از قیافه ش معلوم بود که یه هو گوشیم که دستش بود زنگ خورد!
_این این این که شماره مامانمههههههههه
_خب جواب بده
_میگم مامانمههه
_میگم جواب بدههه
_چرا به تو زنگ زده؟؟؟
_جواب بدهههههههه

مائده:
_ا ا الو...سلام مامان..ممنون خوبم..چی؟؟د آخه چرا به این زدی؟خو به نظرررت الان مسئوله پیشمه که من گوشیشو جواب بدم؟؟(سوتی ضااایع!!حتما داش تو دلش بم میخندید پسره ی گوسفند!)هاا؟؟نه خب چیزه..این مسئوله..ینی همین آقاهه..مسافر بود؟؟اتفاقی هتلشم همینه که ما توشیم..اصن اصن چرا به من زنگ نزدی؟؟..خاموشه؟؟هااا آآآ یادم رفت بشارژمش...چیزه اههه..چرا اینقد غر میزنی خو حالا؟؟؟خب مامانیی..کاری نداری؟؟ینی چییی خب من کار دارم..سلام برسون بایییی..
قط کرد!
_ببین چه دردسری واسم درست کردییییی؟؟؟؟
_چی؟
_مامانم میگه همین آقاهه پیش تو چیکار میکنه؟؟
_گوشیه تو چرا شارژ نداره..؟؟

خب راس میگف..تقصیر منم هس..

_اصن چرا مامان جیغ جیغو سیوش کردی؟؟؟
_چون هستی؟!
_چی هستم؟
_جیغ جیغو!!! و البته غر زن!
_نه بابا..کم نباشه یه وخ تو دلت بمونه؟؟بگو بازم..
_نه دیگه همین..

اعصابم از یه ور تیلیت بود این هم روش!رفتم نزدیکش..رو تخت نشسته بود..یه جوری باید خودمو خالی میکردم..دستمو بردو بالا و یه کشیــــــده اوردم تو صورتش!

آخرین ویرایش: شنبه 18 مرداد 1393 02:24 ب.ظ

 
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:20 ب.ظ
Hi, all is going sound here and ofcourse every one is sharing data,
that's genuinely good, keep up writing.
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:24 ب.ظ
Hi, I do think this is an excellent web site. I stumbledupon it
;) I will return once again since I book-marked it. Money and freedom is the greatest
way to change, may you be rich and continue to help other people.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:44 ب.ظ
Hey there, You have done an excellent job.
I'll certainly digg it and personally recommend to
my friends. I'm sure they will be benefited from this site.
شنبه 18 مرداد 1393 06:01 ب.ظ
وااااااااا اجی كریسو پوكوندی كه
MaEdeH★ GaLaXy FaN
خوراکـــــمه..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر